أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
304
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
حكم را منسوخ بكرد بربع يا بثمن و عدّهء يك سال منسوخ گشت باربعة اشهر و عشرا ، و حكم وصيّت بنزديك ما به اين آيت منسوخ نيست و آيت مواريث منافى نيست وصيّت را ، معنى آيت اينست كه آنكسانى كه متوفّى ميشوند از شما و زنان ميگذارند وصيّت ميكنند از بهر زنان خود نفقه را تا يك سال ، بايد كه بيرون نكنند ايشان را از خانههاى ايشان ، پس اگر بيرون آيند از خويشتن بر شما كه اولياء ميّتايد هيچ حرجى و بزهء نباشد در آنچه آنزنان كنند در نفس خويش از معروف و نيكوئى كه متعرّض نكاح شوند بر مقتضاى شرع و خداى تعالى عزيز است و غالب است بر همه كس و بر همه چيزى كس او را غالب نيست و حكيم است هر چه كند بر وفق حكمت كند . درين كه گفت : [ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ ] دو قول است يكى آنكه بزه نيست بر شما در قطع نفقه و ديگر در منع ناكردن ايشان از بيرون آمدن . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 241 تا 242 ] وَ لِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ ( 241 ) كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ( 242 ) سعيد المسيب گفت : اين آيت منسوخ است بقوله [ فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ ] اين وقتى معلوم شود كه تقديم و تأخير آيت معلوم بود . سعيد جبير و ابو العاليه و زهرى گفتند كه : تكرار متعه براى آن كرد كه در آيت اوّل متعه آن را نهاد كه غير مدخول بها باشد و درين آيت متعه واجب كرد جملهء مطلّقات را و اين مذهب ابو حنيفه است ، ابن زيد گفت كه : سبب تكرار آنست كه چون خداى تعالى آيت متعه فرستاد بعضى مردمان گفتند : اگر خواهيم بكنيم و اگر خواهيم نكنيم اين تبرّع است خداى تعالى اين آيت فرستاد و بيان كرد و گفت : مر زنان طلاق داده راست متعه بمعروف و نيكوئى ، يعنى بر قدر او اگر توانگر است بر قدر توانگر و اگر درويش بر قدر درويش است حقّ است و سزاوار است بر كسانى كه ايشان متّقيانند و پرهيزگاران از معاصى و شرك همچنين كه بيان كرد خداى عزّ و جلّ آيات و احكام را بيان كند آيات خود را تا بود كه شما دريابيد و خردمند شويد . اياس بن عامر از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرد كه او گفت : لكلّ مؤمنة مطلّقة حرّة أو أمة متعة ، هر مطلّقه را كه نه مدخول بها باشد اگر آزاد بود اگر بنده او را متعه رسد